محمد تقي جعفري

30

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

به خدا مىباشد ، اگر چه ما نتوانيم آنها را درك كنيم و اگر چه ارتباطى با ما نداشته باشند ، زيرا او خير محض است و هر چيزى كه به وجهى از وجوه مربوط به آن خير محض باشد ، خير و نيكو بوده و سزاوار حمد و ستايش است . توفيق و عنايات ربّانى جملهء آخر چنين است كه « كه ما از خدا براى اداى حقوق او يارى مىطلبيم » . توفيق و يارى خداوندى كه از آثار بىشمارش لطف الهى است بر بندگانش ، محرّك ماوراى طبيعى انسان به اداى تكاليف و حقوق الهى است . البتّه لازمهء شمول لطف الهى بر بندگانش جبر و اضطرار نيست ، بلكه همان گونه كه در جاى خود مطرح شده است ، لطف كه توفيق و يارى براى انجام خيرات از آثار آن است ، عبارتست از آماده ساختن مقتضيات و توجيهات روانى و ذهنى ، نه بحدّى كه مستلزم قهرى و جبرى اعمال صالحه باشد . حقيقت اينست كه - توفيق تو گر نه ره نمايد اين عقده به عقل كى گشايد نظامى گنجوى بايد بپذيريم كه : باد ما و بود ما از داد تست هستى ما جمله از ايجاد تست خداوندا ، لذّت هستى نمودى نيست را عاشق خود كرده بودى نيست را لذّت انعام خود را وا مگير نقل و بادهء جام خود را وا مگير ور بگيرى كيست جست و جو كند نقش با نقّاش كى نيرو كند بار الها ، منگر اندر ما مكن در ما نظر اندر اكرام و سخاى خود نگر ما نبوديم و تقاضامان نبود لطف تو ناگفتهء ما مىشنود آرى ، توفيق براى حركت در مسير مرضات خداوندى را همواره از او بخواهيم - از خدا جوئيم توفيق ادب بىادب محروم ماند از لطف ربّ خداوند متعال در قرآن مجيد در مواردى متعدّد ، بندگان خود را تعليم مىدهد